حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

119

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

نضر بن عامر أشعرى انداخت « 1 » . سبب آنك أبو علىّ در سرآىء حسين بن نضر نزول كرده بود ، و از سرآىء أبى جعفر محمّد بن على طلحى بذان نقل كرده بود ، پس جون محمّد بن ادريس قمّى كاتب را بجآىء او عامل كردانيدند ، ديكر باره او ديوان خراج را با دار الخراج قديمه انداخت . و دار الضّرب « 2 » بقم ، آن سرآىء است كه اليوم معروفست بدار الضّرب ، در درب « 3 » و كوجهء كه مشهور است و معروف ، بكوجه و درب دار الضّرب . و اين دار الضّرب حجرهء « 4 » بود از حجرهآىء سرآىء يزد ، آن حجره را از آن سراى جذا كردند ، و در او به اين كوجه و درب كشودند « 5 » . و حكايت كنند كه : « ضرّابان « 6 » كه در قم بودند ، اصل ايشان از اصفاهان بوده است ، و اين عمل ضرب در

--> ( 1 ) . يعنى ديوان خراج را در سراى حسين بن نضر بن عامر اشعرى قرار داد . ( 2 ) . محل ضرّب سكه . ( 3 ) . در عربى كوچه‌هاى فرعى كه از خيابانهاى اصلى ( - شارع ) يا خيابانهاى فرعى ( - السّكة ) منشعب مىگردد را در صورت باز بودن درب ، و در صورت بن‌بست بودن زقاق گويند ، و برخى هر دو را درب و زقاق مىدانند . ( 4 ) . اتاق . ( 5 ) . يعنى سراى يزد داراى حجرات و اتاقهاى متعددى بود ، كه از كوچه‌اى بدان سرا مىرفتند ، و هنگامى كه يكى از اتاقهاى آن سرا را دار الضرب قرار دادند ، ارتباط آن را با سرا قطع نموده و براى آن درى جدا به كوچه‌اى ديگر - كه نام آن كوچه بتدريج به نام « درب دار الضرب » مشهور شد - گذاشتند . در تاريخ مذهبى قم ص 178 ، به نقل از كتاب گنج شايان ص 172 آمده است : « طبق اظهار پاره‌اى از افراد مورد اعتماد ، تا سى چهل سال پيش ، در نزديكى كوچه سنگ‌بند ، كوچه‌اى به نام دار الضّرب وجود داشته است » . امروزه كوچه سنگ‌بند در محله سيدون از محلات خيابان چهارمردان قم مىباشد . ( 6 ) . ضرّاب از صيغه مفاعله است ، نام كسى است كه پول و سكّه مىسازد .